کبوترانی از قبه الصخره   

                                        *علی محمد مودب

کنار زمین ایستاده است

در حساس ترین لحظه بازی

بی آنکه بر سر دروازه بانی فریاد بکشد

یا نگران وقت بازی باشد

کنار زمین ایستاده است

هنگام که تماشاچیان فریاد می کشند 

به داور نگاه می کند ولالایی می خواند و گریه می کند

برای دخترکی که بازی تمام شده ونخوابیده

به انتظار پدر

که دیگر هرگز به خانه برنخواهد گشت

کنار زمین ایستاده است

و زمین را توپی می بیند

که شوتش می کنند و به دنبالش نمی دوند

در رویا خود را فلسطین می پندارد

فلسطینی که برای قدم زدن

از کسی برگه عبور نمی خواهد

فلسطینی که سنگهایش سنگ اند و سیبهایش سرخ

در رویا خود را گنبدی می پندارد

برای کبوترانی که از قبه الصخره بر می خیزند

و از جو زمین خارج می شوند

داور سوت را زده است

و میلیارد ها نفر روبروی تلویزیونها به خواب رفته اند

تنها ماه است که بیدار و مضطرب

کنار زمین ایستاده است.

لینک
دوشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٥ - عبدالرحیم سعیدی راد