ديگر گريه نمي‎ كنم   

                                        *علي محمد ﻣﺆدب

استوار مي ‎ايستم چونان «بينالود نيشابور»

تا دختركان نو رسيدة غزلم

خويشتن را بيارايند

با زنجير طلايي رضا

عشقم را رها مي ‎كنم

در «مشهد» نماز بخواند

در «مكه» نماز بخواند

در <كربلا > نماز بخواند

در «مسجد الاقصي» نماز مي ‎خوانيم

حالا غزاله ‎ها گل مي ‎كنند در چادر رنگي «گوهرشاد»

و تضمين مي ‎شوند در قصيده‎ هاي دلير «خراسان»

حالا پروانه‎ ها زبان باز مي‎كنند

در آغوش سكوت گل كرده مريم

و از جهاني بي صليب سخن مي‎ گويند

الخليل تبرش را زمين مي ‎گذارد

و بتان فلسطيني

با موج‎هاي مديترانه كل مي‎ كشند

و عربي مي‎رقصند

 

  ديگرگريه ن مي‎كنم

گريه ن مي‎كنم

تا ماه ابرها را روي قامت رشيد رود «اردن» بكشد

تا باد زيتون‎هاي زخمي را در مه بپيچد

تا باران

باران

باران

دوباره گريستم

دوباره نتوانستم

لینک
شنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٥ - عبدالرحیم سعیدی راد